الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

44

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

است و مال همه انسانها است يا در همه اعصار مثل اينكه عادت انسان بر اين است كه اگر القاء شبهه شود در او بديهيات را هم انكار مىكند و يا در يك عصر ، و برخى عادتها مال گروهى از انسانها است مثلا مردم يك شهر يا مردم يك منطقه و يا بطور كلى پيروان يك مذهب عادتهائى دارند و اى چه‌بسا امرى در زندگى گروهى عادت حسنه محسوب شود و نزد قوم ديگر به عكس باشد . و به مقتضاى همين عادات ، انسانها كسى را كه محافظ بر اين عادت باشد مدح مىنمايند . و كسى را كه به اين عادتها پشت‌پا بزند مذمت مىكنند . و او را مسخره مىكنند و مىگويند تو از مارقين هستى يعنى از رسم و عادت ما خارج شدى خواه اين عادت به حكم عقل يا شرع خوب باشد و خواه بد باشد . مثلا اگر در منطقه‌اى مردم عادت دارند به تراشيدن ريش در آنجا ارسال لحيه را قبيح مىدانند . و اگر مردم منطقه‌اى عادت دارند به ارسال لحيه در آنجا حلق لحيه را قبيح مىدانند و هكذا در پوشاك و . . . حال اين قسم از حسن و قبح هم حسن و قبح عقلى نيستند ، بلكه حسن و قبح عادى هستند . يعنى عقلاء بما هم عقلاء برطبق آن تطابق آراء ندارند . فقط صاحبان اين عادت چنين احكامى دارند و اين قسم هم از محل بحث ما بيرون است چون ما دليل نداريم كه هرچه را عادت مردمان حكم كرد شارع هم در احكامش متابعت كند از عادت مردم و طبق آن حكم كند خير چنين ملازمه‌اى نيست . نعم : آرى برخى از امور عاديه موضوع براى حكمى از احكام شارع واقع مىشوند . مثلا عادت مردم بر اين است كه شخصى را كه لباسى مىپوشد كه در آن منطقه مالوف نيست او را مذمت و تحقير و مسخره مىكنند - و او را مارق و خارج شونده از عادت مىدانند حال شارع مقدس هم لباس شهرت را تحريم فرموده يعنى پوشيدن لباسى را كه غير مألوف است عند الناس و هركس بپوشد مشار بالبنان مىگردد و مردم بدشان مىآيد ، تحريم فرموده يا مثلا شرع مقدس امورى را كه خلاف مروت است مضر به عدالت قرار داده ، مثلا خوردن نان در حال راه رفتن در راههاى عمومى و يا در بازار و يا نشستن در قهوه‌خانه‌ها و . . . براى صنفى كه عادتشان اين كار نيست و از شأنشان اجل است . خوب